ضیافت

یه چند شبه پشت سر هم تو خواب مهمون دارم

دیشب همه هم کلاسی های اکراینمو دیدم

شبنم با متلکهای همیشگیمون اون کل کل کردنها و رقابتهای بچهگانمون...

امیر با موهای فر فریش و لبخند همیشگی و چهره بیتفاوتش....

سیما با خط چشم از روی دماغ تا پس گوشش برای  بدست آوردن توجه پسرا....

.نیلوفر با حرفاش با در عین خونسردی حرف زدناش و مسخره بازیهاش و خندونش از ته دل. یادمه اینقدر میخندند منو که دل درد میگرفتم...

گلناز با موهای قشنگش و تند تند حرف زدناش و برادرش که با اینکه ازش کوچیکتر بود اما همیشه میخواست ادای برادر بزرگتر رو در بیاره

همه بودن

/ 1 نظر / 4 بازدید
ساقی

فاصله کمی است بین مغز و قلب اما سرگردان می شوی وقتی که کسی بین این دو قرار میگیرد