آدم خیلی وقت‌ها می‌داند از پس کاری که باید برنیامده، می‌داند نتوانسته، می‌داند نصفه‌نیمه بوده، اما آرزو دارد یکی، بگوید حواسم هست. 

مشتاق یک «حواسم هست» ساده است، به زبان رمز.

می‌خواستم بگویم گاهی قلب خیلی سنگین است، چون جهان با همه‌ی دوست داشتن‌ها و خندیدن‌ها و گریستن‌ها، خالی‌ست، از آن لبخند ِ من و تو می‌دانیم یعنی چه، از آن لبخند سبک‌باری، سبک‌بالی، بدجوری خالی‌ست.