پارسال حدودا اویل مرداد بود که چشمم رو عمل کرده بودم روز دوم بعد عمل بود,برای چکاپ چشمام رفته بودم پیش دکترم،چشمام به شدت درد میکرد و میسوخت همین جور که از چشمام اشک میومد ازش پرسدم فردا میخوام برم کنسرت اشکال نداره؟

چشماش گرد شد(فکر کنم پیش خودش فکر کرده که این دیگه چه جونوریه که با این سطح درد بازم میخواد بره) گفت: کنسرت کیه ؟

گفتم :محسن یگانه

خندید گفت: اگه تنهایی میخوای بری نه نمیشه! یه کم مکس کرد گفت برو، اما خیلی هیجان زده نشو، زیاد هم بالا پایین نپر.

یادمه وقتی رفتم تقریبا یکی باید دستمو میگرفت. کلا یک چهارم چشمم رو بیشتر نمی تونستم باز کنم. اما با تمام اعمال شاقه نمیشد کنسرت رو از دست داد تازه با اون همه تعریفی که حضرت دوست کرده بود.

اولین بارم بود که میرفتم. حقیقتا خیلی خوب بود. خیلی خوش گذشت.

دیروز با بلیطهای vip که دوستم گرفته بود دوباره رفتیم. میشه گفت جایی که نشسته بودیم تقریبا تو دماغ محسن یگانه بود.

خیلی خیلی عالی برگذار کرد.

چقدر مهم بودن حال میده ما که مهم نبودیم اما به لطف حضور دوستم همون رفتار رو باهامون کردن .

 وقتی همه تو صف بودن تا برن تو و تمام هیکلشون رو از زیر x ray رد میکردن. ما خیلی شیک از کنارشون رد شدیم از یه در دیگه بردنمون توی دفتر مدیر خود برج. با آب میوه و شیرینی پذیرایی کردن گفتن هر وقت شروع شد شما رو  از در پایینی میفرستیم تو. 

آخرش هم که تموم شد باز اومدن دنبالمون و از همون در بردنمون بیرون و تا دم ماشین اسکورت کردنمون.

از اون کنسرتهایی بود که هیچ وقت فراموش نمیکنمش.