یه روزی خیلی جدی به‌م گفت ایراد بزرگ تو اینه که با همه‌جور آدمی معاشرت می‌کنی. با این جماعتِ داغِ پربادِ دنیاندیده‌ی سرد و گرم نچشیده، می‌شه رفت مهمونی، خوش‌گذرونی، معاشرت اما نه. ورژن دنیای اونا با دنیای تو به کل متفاوته. نگاهِ خام‌شون به دنیا، با اون جیغ‌ها و قهقهه‌های گوش‌خراش‌شون، با ورژن تو سازگار نیست. دخلی به تو نداره. در طولانی‌مدت حوصله‌تو سر می‌بره، کلافه‌ت می‌کنه. باید با آدم‌های هم‌قد خودت بیش‌تر معاشرت کنی. با آدمایی که تجربه‌های مشابه داشته باشین. ورژن دنیاهاتون به هم نزدیک باشه. وگرنه باید یه بخش بزرگی از انرژی‌تو مدام صرف این کنی که یه سری قضایا و بدیهیات رو برای آدمایی توضیح بدی که تا خودشون مسأله حل نکنن، هرگز درک درستی از کاربرد فلان قضیه تو حل مسأله نخواهند داشت