آسمان را بنگر، که هنوز بعد صدها شب و روز، مثل آن روز نخست گرم و آبی و پر از مهر، به ما می خندد!

 یا زمینی را که، دلش از سردی شبهای خزان نه شکست و نه گرفت!

 بلکه از عاطفه لبریز شد و نفسی از سر امید کشید و در آغاز بهار دشتی از یاس سپید زیر پاهامان ریخت، تا بگوید که هنوز پر امنیت احساس خداست!

 ماه من! دل به غم دادن و از یأس سخن ها گفتن کار آن هایی نیست که خدا را دارند...

ماه من! غم و اندوه، اگر هم روزی، مثل باران بارید، یا دل شیشه ای ات، از لب پنجره عشق، زمین خورد و شکست، با نگاهت به خدا، چتر شادی وا کن، و بگو با دل خود، که خدا هست، خدا هست