آینده زمانی نیست که بعدا برسد، چیزی است که در فاصله‌ی زنگ خوردن ِ تلفن تا برداشتن ِ گوشی در آدم اتفاق می‌افتد.

آینده آن بخشی از ابتدای یک دوستی است که شبیه است به مدت زمانی که از خریدِ لباس تا رسیدن به خانه و جلو ِ آینه پوشیدن‌اش طی می‌شود.

 آینده یعنی خرده‌نان‌های جمع‌نشده‌ی میز ِ صبحانه.

 آینده لذتِ نگاه کردن به کفش است، در حالی که به سمت‌اش می‌روی که بپوشی و بروی سر ِ قرار ِ اول با کسی.

آینده شیر ِ آبی است که باز مانده.

آینده تلاقی نگاهمان است .

آینده سوال بی پاسخ من است...

آینده من‌ام که خودم را هی موکول می‌کنم و به تعویق می‌اندازم