دلتنگ که می‌شوم کلاهم میرود پس معرکه، زمان حجم بزرگی می‌شود و آینه در چشمهایم تو را میبیند. تو که باشی چشمهایم گرد می‌شوند همان طور که خیلی دوستشان داری. تو که دوستم داشته باشی دنیا از آن من میشود. دنیا که مال من شود تو هم مال من میشوی. تو که باشی دیگر دلتنگ نیستم. دلتنگ که نباشم زمان حجم کوچکی میشود و آینه در چشمهایم تهی می شود. تو که نباشی چشمهایم بی حالتند و آن جور میشوند که تو دوستشان نداری. تو که دوستم نداشته باشی، دنیا را از من میگیرند. دنیا را نداشته باشم تو هم مال من نیستی. تو که نباشی دلتنگ می‌شوم، دلتنگ که میشوم، زمان حجم بزرگی میشود...