بعضی وقت‌ها هست، که آدم دلش می‌خواهد همین شکلی جنین‌وار جمع بشود توی خودش، و بگذارد زمان بگذرد. بگذارد آن تلخی یواش‌یواش خودش ته‌نشین شود کم‌رنگ شود برود. این‌جور وقت‌ها یک کنجِ دنج یک حریمِ امن نجات می‌دهد آدم را از گیرافتادن از دست و پا زدنِ بی‌هوده وسط هزار فکر و خیال و

هزار فکرِ بی‌ته.

 کج خلقم