١٩ شهریور

سلام ساعت الان ١١:۵۵ دقیقه است. ۵ دقیقه دیگه هم صبر میکردم میشد ٢٠ شهریور!!!

امروز  تقریبا روز خلوتی بود به جز کلاسی که صبح داشتم دیگه کار خاص دیگه ای نداشتم.

قراره جلسه دیگه از کلاس امدادمون ،جلسه آخر باشه . میخواد توش بهمون چادر زدن یاد بدنمژه

این کلاس به هیچ دردمون هم نخوره به درد ١٣ به در خیلی میخورهنیشخند. نیست که ما هم خانوادگی خیلی اکتیویم !!! به خانواده گرام باشه سال تا سال از خونه تکون نمیخورن!!

ولی امسال که بعد مدتها ١٣ بدر داشتم، بر خلاف سازهای مخالفی که زده شد،اینجانبان(من و مامانم) زدیم تو خط ددر دودور!!

امروز بد جوری دلم هوای بارونهای شمال رو کرده هوای خنک و نم دارش ،دقت کردین  رنگ سبزه ها و درختهای اونجا با همه جا متفاوته، سبزه سبزه . دلم میخواد تنهایی یه چند روز برم شمال یه جای خلوت وسط کوه