داشتن یکی این مدل آدمهایی که وقت گند زدن بتوان با خیال راحت، بی ترس از قضاوت شدن حقیقت را پیششان اعتراف کرد از آن خوشبختیهایی است که همیشه در دسترس من یکی نبوده، از آن مدل آدمهایی که قبل از هر چیز آرامت می کنند و بعد کنارت دنبال راه حلی برای بهتر شدن داستان می گردند. از آن مدل آدمهایی که مرتکب قتل هم اگر شده باشی قبل از هر چیز دستت را می گیرند و با صدایی که حتی لرزش آن را حس نمی کنی تمام آرامش دنیا را یکجا به جانت می ریزند. که اصلا بودنشان خود ِ آرامش است.
خب من یکی از این آدمها را کنارم دارم...حتی اگر همین لحظه کیلومترها دورتر از من باشد.