یک دزد وقتی در حال دزدی از خونه ات باشه چراغ رو روشن میذاره؟

نه

چون ترجیح میده تو فکر کنی اون اونجا نیست

درست مثل شیطان... ترجیح میده فکر کنی اونجا وجود نداره




تا حالا فکر کردی خدا کیه یا چیه؟

بهت میگه نخور اما گرسنگی رو بهت میده. بهت میگه دست نزن اما درخت و میوه ممنوعه رو بوجود میاره

 

                                                                                   وکیل مدافع شیطان




 

cheghadr kar kardan ro doost dram. hichi be andazeye ye tarmime ghashang halamo khoob nemikone.

cheghadr kar kardan ro doost daram. hichi be andazeye ye endoye tip to tip halamo ja nemiare

asheghe karam am. hichi be andazeye ye labkhand az sare rezayat ,ye negahe ghadr dan mano sare hal nemiare.

ye khaste nabashid hata.

ye chaie dagh beyne har mariz.fekr konam khoshmazetarin nooshidanie donyast!

na dige ghor nabayd bezanam baraye chizaye dige. inja dare tabdil mishe be ghorhaye khalvate khodam.

khalvate man roozhaye khoob ham mdashte ke sabt nashode. ke bayad az in be baad rooye oona tamarkoz konam.




 

فکر کردم که، از چی هول کرده بودم؟ از چی این همه ترسیده بودم؟

پذیرفتن‌اش سخت است، اما فهمیدم که هنوز بره‌ی گله‌ام. هنوز، حیوان رامی هستم که افسار خورده.

من می‌ترسم که افسار پاره کنم، و نه از شلاق آدم‌ها، که از بی‌مهری‌شان می‌ترسم.

 وحشت می‌کنم... از نگاه خشم‌ناک آدم‌ها، از بی‌پناهی، از این که توی دشت بی‌در و پیکری، لبه‌ی پرتگاهی، تنها بمانم، وحشت می‌کنم.

فهمیدم، یعنی باور کردم که، هنوز بلد نشده‌ام زندگی امن آدم‌ها را ببینم و پایم سست نشود، غمگین این همه ناامنی‌ام نشوم، نترسم، نترسم...

می‌دانی، آدم، یک عمر شاید، به در و دیوار می‌کوبد که تنها نباشد، که هرم تن گله، از سرما و بوران حفظش کند، و به درازای یک عمر شاید بترسد و انتظار بکشد، که فراموش کند که تنهاست، و آخرش هم، هیچ‌وقت فراموش نکند.

...

می‌دانی، می‌دانی که فهمیدن، یا دوباره و دوباره به یادآوردن این‌ها، چه پوستی از من می‌کند این روزها. می‌دانی. می‌دانی.




 

این روزها انگار یکی تو سرم بیل می‌زند. شاید با بیل میرقصد.لذت میبرد. قاه قاه میخندد.

 درد دارد لامصب.




 

«منِ» ام درد می‏کند




 

فقط می‌خوام از این دیوونه‌خونه فرار کنم.
ــ از کدومشون؟ خونه‌ات؟ محل کارت؟ شهرت؟ ایران؟ دنیا دست دیوونه‌هاست دختر. بعید می‌دونم اون دنیا دستشون نباشه




 

معبودا!
به بزرگی آنچه داده ای آگاهم کن تا کوچکی آنچه ندارم نا آرامم نکند





 

معبودا!
به بزرگی آنچه داده ای آگاهم کن تا کوچکی آنچه ندارم نا آرامم نکند





 

الهی

خود کردم و خود خریدم, آتش بر خود , خود افروزانیدم

اکنون که در غرقابم دستم گیر که گرم افتادم




 

الهی

ما از غافلانیم نه از کافران

نگاهمان دار تا پریشان نشویم. در راه آر که سرگردان نشویم.




 

امان ز لحظه ی غفلت که شاهدم هستی!




هر روز ما هدیه زندگی رو دریافت میکنیم.

اون میتونه دردناک باشه

میتونه وحشتناک باشه

اما در آخر میبینید که ارزشش رو داشته

شاید نگهداری یه راز واسه یه دوست باشه

شاید هدایا مهیج نباشن

اما یه هدیه ممکنه حتی یه عذر خواهی ساده باشه




 

این روزها غــــــــــم برای خوردن زیاد دارم تـــــــــو دیگر بـــــــرایم لقمه نگیر.....




 

گاهی اوقات باید نصف شب بیدار شی ، بری یه دوش آب سرد بگیری ، راحت ترین لباستو تن کنی ، یه لیوان قهوه درست کنی ، یه پتو بندازی رو خودت ، دستتو دور لیوان داغ قهوه حلقه کنی بشینی دم پنجره ریزش برف رو زیره نور چراغ های خیابون نگاه کنی و فکر نکنی . . . . . فکر نکنی . . . . . که این فکر کردن نابودمون کرد و نفهمیدیم باز فکر کردیم . .