alone people dont like to hear a bout together people even if alone people are alone by own choice




 

تویی که آهسته مـی خـوانـی قــــــــــــنوت گـریـه هـایـت را
مـیان ربـنــــــــــای سـبــــــــــز دسـتانت دعـایـــــــــــم کـن !




 

When you`re little , night time is scary. because there are monsters  hiding right under the bed.

When you get older , the monsters are different.

Self doubt

Loneliness

Regret

And though you may be older  and wiser you still find yourself scared of the dark.




 

its hard to sleep when you dont feel safe in your own house. isnt it?




 

عادت ما آدم هاست ... سیگار هم کامش را که داد ، زیـر پا ، لِه اش می کنیم ..




 

امروز تلاش کردم که عصر نخوابم که شب خوابم ببره. قهوه هم نخوردم به خدا. اما بازم خوابم نمیادگریه

من خوابم نمیاااااااااااااااااد. پس چرا شب امتحان خوابم میومد. اما الان نمیاااااااااااد. خسته شدم از این شب بیداری هاگریه

اگه راست میگی شبهای امتحان کمکم کن .




 

میان انسان و شرافت رشته باریکی وجود دارد و اسم آن قول است


                                                                                          توماس براس




 

گاهی نفس به تیزی شمشیر میشود
از هر چه زندگیست دلت سیر میشود
گویی به خواب بود جوانیمان گذشت
اغلب چه زود فرصتمان دیر میشود
کاری ندارم آنکه کجایی چه می کنی
بی عشق سر مکن که دلت پیر میشود




 

خدایا هر دری را خواستی ز حکمت ببندی قبلش یه آلارمی، نو تیفیکیشنی، چیزی بده ..
له شدیم لای در!!




 

فقط دشمن ها هستند که همیشه حرف هم را بی هیچ کم و کاستی می فهمند. اغلب هم لبخندی چاشنی گفت و گویشان است. دوستی همیشه با سوء تفاهم همراه است، عشق خیلی بیشتر.


  نیمه غایب - حسین سناپور




 

I think the hardest part of kicking a habit is wanting to kick it. I mean we get addicted for a reason, right?

Often to often thing that start out as just a normal part of your life. At some point cross the line to obsessive… compulsive…  out of control

It’s the high we’re chasing , the high that makes everything else…fade away .




 

scaring is a good sign, its shows that you have something to loss.




Change

we don’t like it. We fear it. But we cant stop it from coming

It hurts to grow. Anybody who tells you it doesn’t is lying

But here is the truth: sometimes the more things change the more they stay the same.

And sometimes

Oh sometimes changes are good

Sometimes change is….

Every thing




 

بد بختی یک انسان درست از لحظه ای شروع می شود که بفهمد خوشبختی اش دست کسی به جز خودش است ...




 

خدایا ...
یه بر بزن این ورق ها رو...
شاید یه حکمم دست ما اومد




new wounds which are so horriboly painful

...or old wound that should have healde years ago and never did

 may be our old wound teach us some thing

the remind us of where we have been and what we have overcome

they teach us lessons a bout what to avoid in future

thats what we like to think.

 ?but thats not the way it is. is it

some thing that we just have to learn over and over and over




 

خدایا ؛ کسی را که قسمت کس دیگریست، سر راهمان قرار نده ! تا شبهای دلتنگیش برای ما باشد ، و روزهای خوشش برای دیگری ...!!!

 

 
                                                                دکتر علی شریعتی




پارسال حدودا همین موقع ها بود که چشمام رو عمل کردم. شب قبل عمل خوشحال بودم میگفتم هورا دیگه احتیاجی به عینکم ندارم دیگه همه جا رو خودم میبینم. زل زل به عینکم نگاه کردم گفتم شوتت میکنم بری. دیگه بهت هیچ احتیاجی ندارم . بعد یهو دلم براش سوخت. این تاوان این همه سال به پای من نشستنش نبود همه جا با هام بود کمکم میکرد بهتر ببینم ون وقت من که فردا بی نیاز ازش میشدم این جوری بهش میگفتم.

بر داشتمش دوباره شیشو تمیز کردم یه قاب خوشگل براش پیدا کردم گذاشتم توش گذاشتمش بالای کمدم. هنوزم دارمش نگاهش میکنم یاد اون موقع ها میافتم.

از یه هفته قبل از جراحی بینی ام دوباره همون حس بهم دست داده بود . تو آینه نگاه میکردم  این همه سال باهاش بودم بعد یهو تصمیم گرفته بودم تغیرش بدم. یه حس خیانت بهم دست داده بود. میترسیدم. اگه بد بشه چی...

امید وارم خوب بشه هنوز شکل نهاییش نمیدونم چه شکلی میشه. صورتم خیلی ورم داره. شبیه سنجاب شدم.

هر وقت حالم بهتر شد میام بازم ازش مینویسم.




 

و اما سوپرایز من

این جهنمی که برای خودم درست کردم سوپرایز من بود

در تاریخ 10 مرداد سال 90 من بالاخره دماغمو عمل کردم.

آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآی دماغم




he sadid

we would have  had a wonderfull life together Ellis

we would have kid at home. kids need familly we would have been familly. probebly bought that big house in the parker

then she said I would have been happy and that would have changed every thing

man said

  once the kids grew up we have had each other we would pretend to miss them but secretly we would be relieved because then we could run around the house naked and eat chocolates out of fridge for the breakfast

and we could grew old together

....may be I would be fine 




 

انسان هرگز نمی تواند موجودی را که دوست دارد به طور کامل درک کند٬ نه به آن جهت که... این موجود نفوذ نیافتنی تر از دیگران است٬ بلکه به آن دلیل که درباره او بیشتر از دیگران خود را سوال پیچ می کند...!

مادراپور / روبر مرل
قطعه ای از مــــــــــــــــــا




هر شب کابوسش رو میدیدم ( البته شاید بازم ببینم  هنوز از چرخه خونم بیرون نرفته)

یادم نمیره یه شب خواب دیدم صفحه کارنامه نیمسال رو باز کردم دیدم واااای چند تا درس رو افتادم باورم نمیشد دنیا دور سرم میچرخید میگفتم من مطمئنم همه اینا رو خوب دادم من فقط به یکی دو تا از امتحانام شک داشتم حتما اشتباه شده. یا یه شب دیگه خواب میدیدم ساعت امتحانه و من دیر کردم یا نرسیدم همشو بخونم. وااااای افتضاح بود

صبحش با بدن درد و سر درد از خواب بیدار میشدم. خسته .کوفته .بی حوصله. بد اخلاق.

ترم سختی رو پشت سر گذاشتم. خیلی سخت . من در 1 هفته 6 تا امتحان به غایت سخت رو پشت سر گذاشتم . که 4 تاشون دو تا دو تا توی یک روز بود. هر کی میشنید چشماش گرد میشد میگفت واقعا؟

امتحان آخرم که کولاک بود .یادمه جزوه نداشتیم. همونهایی هم که بود افتضاح بود . تا روز آخر بچه ها با ایمیل جزوه به هم میرسوندن. التماس این و اون که بیا جون مادرت دو خط هم تو بنویس بزار تموم شه.

قول داده بودم اگه این امتحان پاس بشه تو دفتر خاطراتم بنویسم. شرایط بشدت استرس زا بود.

دیگه روزی که آخرین امتحانم رو دادم احساس میکردم بند بند وجودم داره از هم وا میره. یکماه پشت سر هم امتحان پشت امتحان...

من همین الان چک کردم نمره اش بالاخره اومد. 15 شدم . پاس شد.




 

دلم یه نفر  میخواد....

 که ازم  بپرسه چطوری؟

 بگم...خوبم

 بغلم کنه و بگه دروغ بسه...

 چی شده؟؟




 

خیلی روی ادمها حساب نکنید

خدایتان هم همه ی انتظارات شما را براورده نمی کند

اینها که فقط آدمند ...




 

من خیلی تنهام.




 

good things come to those who wait




the plastic surgen said to his intern:

people don`t come to me to fix what`s on the out side.

they come to me to fix what`s on the inside

so if that means giving some one straighter nose or bigger brearsts or if that helps person get by, I dont run. I dont hide....

 




اصلا مزه اش به اینه که مغازه به مغازه دنبال نوشمک با طعم زرشک بگردیم و دست آخر خسته و گرما زده توی یه سوپر مارکت پیداش کنیم.

اصلامزه اش به اینه که هول هول از مغازه بیاییم بیرون به هوای اینه کی زودتر نوشمکشو میشکونه و شروع میکنه به خوردن

اصلا مزه اش به اینه وقتی میخوای از وسط نصفش کنی بپاشه به هیکلت و از سر تا پای لباس سفیدتو بنفش کنه.

اصلا مزه اش به اینه وقتی بزور داری قسمتیشو که تو دستت مونده و آب شده هورت میکشی , یه کوچولوی 2 ساله که تو کالسکه میبرنش زل زل با تعجب نگاهت کنه و بزنه زیر گریه و تو هم دلت بخواد زبونتو در بیاری بهش نشون بدی بگی دلت بسوزه من دارم تو نداری.

اصلا مزه اش به اینه که وقتی مال خودش تموم شده بزور بخواد مال تورو از دهنت بکشه بیرون و تو با تمام نیروت جلوشو بگیری و نگزاری..

اصلا مزه اش به اینه که از چیزای کوچیک اینقدر لذت ببری. من میتونم همین قدر لذت ببرم. شما چطور؟

راستی نوشمک زرشک رو زیر باد کولر نخورید. توی گرمای تابستون بخورین ببینین چه حالیییی میده.

 




 

امتحانهای ما هم بالاخره تموم شد و در کمال ناباوری بالاخره تعطیلات نه چندان طولانی ما هم شروع شد. خسته ام خیلی خسته ام.

تا چند روز آینده یه سوپرایز دارم منتظر باشید...چشمک




 

اگر خواهانِ زیادی داری، مبنی بر این نیست که مسحور کننده و ارزشمندی !
شاید ارزان قیمتی ...