باید باغ ِ خودت را پرورش دهی به جای اینکه
منتظر کسی باشی تا برایت گل بیاورد.
یاد میگیری که میتوانی تحمل کنی
که محکم باشی پای هر خداحافظی
یاد می‌گیری که خیلی می‌ارزی.
 
خورخه لوییس بورخس




 

بعضی نقطه ضعفا هستن در زندگی
که آخرش آدمو از پا درمیارن..




 

صبح زود سگ لرزه زدم تا رسیدم دانشگاه دم در کلاس گیرم آورده که خانم فلانی قیافتون یه تغییری کرده

دوستش جواب میده : احتمالا صبح دم در حراست بالشش رو ازش گرفتن ناراحته!خواب

فکر کنم هنوز رد بالش رو صورتم بوده!!!




چقدر باید طول میکشید تا بفهمم تنها کسی که به فکر م هست تویی؟

چقدر تنهات گذاشتم و پی کیف خودم بودم و تو توی خونه تنها موندی و صدات در نیومد فقط میگفتی هدی دلم بی تو میگیره تو خونه

تو تموم تنهایی هام فقط تو بودی که کنارم موندی سنگ صبورم میشدی

چقدر باید طول میکشید تا بفهمم اگه چیزی بهم میگی که به مزاجم خوش نمیاد فقط برای خیر و صلاح خودم بوده. میگفتی مامان جان من که با تو دشمنی ندارم

اما کو گوش شنوا؟

از همه چیز خودت زدی تا من حتی به کوچیکترین خواسته هام و آرزوهام برسم .

چه محبتهای بی قید و شرطی در حقم کردی

 مادر ها اصلن شکل و شمایل دوست داشتن شان فرق می‌کند. منطق و احساس و این چیز ها سرش نمی‌شود... مادرانه است.

بله خب... آسیب پذیر می‌شوند. پیر می‌شوند. کاری از دستشان بر نمی‌آید اگر آن موجود سرکشی کند...غصه می‌خورند فقط. دلشان زخمی می‌شود. دعا می‌کنند.دعای خیر.

و دعایشان می‌گیرد

  




 

سرما خوردم در حد تیم ملی افغانستان!!!!

یکی نیست یه چیکه اب بریزه ته حلقم! حالا اینو بیخیال لوس شدم. نق دارم. غر دارم ،هیچ کی دوسم نداره ه ه ه ه ه ه ه.




 

چرا این‌همه خرَم؟




 

 

به گذشته‌ام که نگاه می‌کنم، می‌بینم انگار تمام این سال‌ها بیش‌تر شیفته‌گی کرده‌ام تا عاشقی. برای همین است که شیفته‌گی‌‌ام که تمام می‌شود، تب و تاب‌اش که از سرم می‌پرد، یک عاشقیِ لِنگ‌دراز می‌ماند روی دستم، که بلد نیست با پاهایش چه‌کار کند.

اعترافات پراکنده --- سیلویا پرینت




 

آنجایت خیلی می سوزد وقتی می فهمی تا وقتی که به آنجای بعضی ها نباشی، آنجایت پاره هم شود به آنجایی که می خواهی نمی رسی.




 

به خاطر دلم می‌نویسم.

لب برنچین که گاهی زور دلم بیشتر می‌شود.




عمر حقیقت به سر شد، عهد و وفا بی اثر شد

ناله عاشق، ناز معشوق، هر دو دروغ و بی ثمر شد

راستی و مهر و محبت فسانه شد

قول و شرافت همگی از میانه شد




 

نباید بستن اندر چیز و کس دل

که دل برداشتن کاریست مشکل




 

ما را چو روزگار فراموش کرده ای

جانا شکایت از تو کنم یا ز روزگار




 

برایت یک گبه خریده ام با نقش بز، بیندازی زیر پایت شاید یادت بیاید آن روزهایی که من عاشق را زیر پا له می کردی و من از بزهای توی گبه ساکت تر بودم.




الهی در این بساط پیاده مانده ایم، رخ به هر که می آوریم بر ما اسب می دواند.....




 

هر آن که جانب اهل وفا نگه دارد

خداش در همه حال از بلا نگه دارد

دلا معاش چنان کن که گر بلغزد پای

فرشته ات به دو دست دعا نگه دارد




وقتی گفتن مریض بعدی ، خیلی با اعتماد به نفس جلوتر از مادرش و خواهر دو قلوش. بدون اینکه از ١٠_١٢ نفری که بهش زل زده بودن خجالت بکشه اومد نشست رو یونیت.

هر سوالی که ازش میپرسیدن خیلی آروم و کامل جواب میداد. ١٠ سالش بود گفت اسمم نسترنه.

اسم خواهرم نرگسه( عین دو قلوهای خواهران غریب)

استاد از مامانشون پرسید کدومشون بهترن؟ گفت جفتشون یه جورن!!( چه بی ذوق. آخه خیلی خوب بودن جفتشون)

قرار شد ٢ تا از دندوناش رو بکشم که جا باز بشه برای اورتودنسی.

بردمش رو یونیت خودم نشوندم. مادرش و خواهرش رفتن بیرون. بهش گفتم نمیترسی؟ گفت نه!( من اگه جاش بودم از ترس به خودم می.....)

گفت میشه اول بی حسش کنین؟! 

گفتم حتما.

گفت:اگه دردم بیاد چی کا کنم؟ گفتم دستت رو بیار بالا من میفهمم

گفت میشه آروم بکشین؟( یاد بچگیهای خودم افتادم نمیدونستم چجوری باهاش حرف بزنم که اون احساسی رو من از پزشک و دندان پزشک داشتم در اون بوجود نیاد)

تموم مدت جیکش در نیومد چه موقعی که بی حسی میزدم چه موقعی که براش کشیدم. خیلی سعی کردم طوری باهاش ارتباط برقرار کنم که از دندون پزشکی نترسه. فکر کنم موفق شدم.

امروز صبح دیدم دوباره اومده! دستاش پشتش بود.

پرسیدم نسترن خوبی؟ چی شده دوباره اومدی؟ دستاشو از پشتش آورد جلو دیدم برام یه خرس خریده که روپوش پزشکی تنشه!

گفت اینو برای شما خریدم!!




 

از تو اگر بخواهم یک چیز یاد بگیرم، باید همین بی‌خیالی و سهل‌گیری شوخ‌طبعانه‌ات باشد.


یادت هست می‌گفتی زندگی از هر طرف که نگاهش کنی شوخی است، مشکل ماییم که جدی‌اش گرفته‌ایم؟ ... از وقتی رفته‌ای راستش جای این نگاه سرخوش شوخ بیش از همه‌چیز در زندگی‌ام خالی است. این روزهای خبرهای همه بد و اتفاق‌های ترسناک، بیش از همیشه خالی است. همه‌ی دنیا اگر وا بدهد تو به همان قرار بمان. تو وا نده. بگذار دلم قرص باشد که تو جایی، دور از من حتی، داری به ریش همه‌شان، به ریش همه‌چیز، می‌خندی.