خدایا نمیگویم دستم را بگیر که سالهاست گرفته ای، دستانم را رها مکن




دلت میگیرد..به همین سادگی.

میگردی دنبال توضیح...یک سری سوال جواب تکراری از خودت میپرسی و ظاهرا باید همه چیز تمام شود، حداقل کم شود اما انگار نه انگار...بد جوری روحت پیچ خورده است...

الکی شروع میکنی دنیا را فحش دادن...بعد نوبت میرسه به شیطان لعین. اما این دل امشب سر سازگاری ندارد.

صدایی از عمق روحت به مناجات بلند شد.از این کارها بلد نبودی!

کیست که از درون من خسته با این آرامش با خالق به گفتگو برخاسته؟

خدایا ! به روحم وسعتی بخش تا در حقارتهایم  نپوسم

خدایا ! کمکم کن که بلندیهای روحم را زندگی کنم تا در گندابهای  جسمم توهم زندگی نداشته باشم.

خدایا من را ببخش که شاید از یاد برده ام ما تنها آفریده شده ایم .گاهی که یادم میرود این تنهایی وسیع بشر را، قبل از تلنگر کائنات ، به گوش جانم نجوا کن که تو به تنهایی جای تمام نداشتنهایم را پر میکنی

در برابر دیدگانم بگذار این جمله طلاییت را که :

نه برای آنچه از دست دادید دق مرگ شوید و نه بدانچه به شما میدهد ذوق مرگ شوید

خدایا مگذار دغدغه ای زمینی  زمینگیرم کند.

خدایا از من لذت باران و پاییز و مه را به خاطر مشتی روزمرگی نگیر.

خدایا ! مگذار وقتی عزیزی را از دست میدهم یا ثروتی از کفم میرود ،در هم بپیچم.

خدایا ! اگر گریستم و از دردها و بغضهایم گلگی کردم ، حتی برای کسری از ثانیه، عفریت نا امیدی را با من تنها مگذار، اشکی که در انتها دلخوشی نداشته باشد ، مرداب است...و تو به من آموختی که رود باشم نه گنداب.

خدایا ! مگذار که پشت کردن انسانها از من ، فرو ریزدم.




خسته‌ام. روزها را می‌شمارم و تمام نمی‌شوند. روزها را می‌شمارم و می‌دانم تمام که شوند ابتدای سردرگمی‌ام است. ابتدای آدمی که هرجایش را بگیرم جای دیگرش درمی‌رود. خودم را دوست ندارم این روزها و آنچه تا دیروز یک تئوری امروزی خوش‌آب‌ورنگ بود دارد کم‌کم در روزمره‌ام معضل می‌شود. . دستم خالی است. دستم از دوست‌داشتن خالی است. خالی را نمی‌شود بخش کرد. نمی‌شود بخشید به دیگری. نمی‌شود حسابی باز کرد برایش. امیدی داشت به آینده‌اش. چک کشید به پشتوانه‌اش.

تلخی‌ام را ببخش.




 

تنم میسوزه و میری حواست نیست

هوام رو کام میگیری حواست نیست

حواسم هست و میمیرم حواست نیست

کنارت اوج میگیرم حواست نیست




 

آدم به  جرم خوردن گندم
با حوا
شد رانده از بهشت
اما چه غم
حوا خودش بهشت است




 

مهربان خدای خوب من تو چه گسترده و بی صدا می بخشی و من چه حسابگرانه تسبیح میگویم.