hello from thailand

im here and im so happy

 


ادامه مطلب

 

 

از آن لعنتی‌هاست که باید یک برچسب بزنی رویش که Danger of falling in love.


ادامه مطلب

 

امروز با تمام وجودم بهت حسودیم شد. خوش به حالت که انقدر شخصیت مستقلی داری. اما من نه

من برای شاد بودن هم حتی نیاز به شخص دیگه ای دارم .ناراحت




 

دیروز برای اولین بار خودم، دندون کشیدم. دندون سانترال سمت چپ یه پیرمرد بود.

من در حالی که خیلی میترسیدم و تقریبا ٧_٨ نفر از بچه های سال پایینی و هم گروهیام دورم بودن این کارو کردم.

چه حس عجیبی بود هر کسی یه نظری میداد: بچرخونش، محکم بگیرش،‌بکشش بیرون، فک بالا رو با دو تا انگشتت ساپورت کن .....

عین یه مسابقه مچ اندازی بود...

و وقتی بعد از کش مکش بین من و دندون بالاخره دنون در اومد حس همون آدمیو داشتم که مسابقه رو برده.

اما هنوز دستم میلرزید.....




 

دلم می خواهد از میان ِ نادانستگی ِ لحظه هایم ... چیزی شبیه یادآوری لحظه هایی که با تو می گذرد ... عیان باشد ... من این روزها ... آن قدر با تو ام ... که دیگر آن قدرها با تو نیستم ...




 

" گربه ای می شناسم عاشق است .

  از روی دیوار می گذرد

  فقط پا روی برگ ها می گذارد" ...