عشق فرآیندی است که در طی آن من به تو کمک کنم تا به خود واقعی ات نزدیک تر بشوی، نه آن چه من می خواهم.

Love is a way that I help you on it to be more near to your fact not to what I want.




 

حتمن چشم به راهم نیستی

که رد نگاهت را

سر هیچ چارراهی نمی بینم.




 

دلم می خواست می توانستم "همه" ام را بدهم به کسی ، "همه" اش باشم




 

طعنه بر خاریی من ای گل بی خار مزن

من به پای تو نشستم که چنین خار شدم...




 

خاطرم نیست


تو از بارانی ، یا که از نسل نسیم


هر چه هستی گذرا نیست هوایت


فقط آهسته بگو

با دلم می مانی ؟




انسان آهسته آهسته عقب نشینی میکند

هیچ کس یکباره معتاد نمیشود

یکباره سقوط نمیکند

یمباره وا نمیدهد

یکباره خسته نمیشود ، رنگ عوض نمیکند، تبدیل نمیشود و از دست نمیرود

زندگی بسیار آهسته از شکل می افتد

و تکرار و خستگی بسیار موزیانه و پاورچین رخنه میکند

قدم اول را اگر به سوی حذف چیزهای خوب برداریم، شک نکن که قدمهای بعدی را شتابان بر خواهیم داشت!!!!




 

انگار در من کودکی بی تاب زندانیست




مرا با این بالش و این دو تا ملافه و این سه تا شکلات
روی میزت راه می د‌هی؟
می‌شود وقتی می‌نویسی
دست چپت توی دست من باشد؟
اگر خوابم برد
موقع رفتن
جا نگذاری مرا روی میز !
از دلتنگیت می‌میرم

 

وقتی نیستی
می‌خواهم بدانم چی پوشیده‌ای
و هزار چیز دیگر

تو بگو
چطور به خودم و خدا
کلافه بپیچم
تا بیایی؟

خنده‌های تو
کودکی‌ام را به من می‌بخشد
و آغوش تو
آرامشی بهشتی
و دست‌های تو
اعتمادی که به انسان دارم
چقدر از نداشتنت می‌ترسم ...

عباس معروفی




 

بزرگترین درس برای دخترهای ایرانی خجالت کشیدن از زنانگی شان هست. انگار درست شدنی نیست




" الهی ! همه به تن غریبند و من به جان غریب... هـمه در سفر غریبـند و من در خضر غریب. الهی! هر بیماری را شفا از طبیب و من بیمار از طبیبم... و هر که را از قسمت نصیبی و من بی نصیبم. هر دلشده ای با یاری و غم گساری و من بی یار و غمینم..."

و من بیمــار از طبیبم!




 

داشتن یکی این مدل آدمهایی که وقت گند زدن بتوان با خیال راحت، بی ترس از قضاوت شدن حقیقت را پیششان اعتراف کرد از آن خوشبختیهایی است که همیشه در دسترس من یکی نبوده، از آن مدل آدمهایی که قبل از هر چیز آرامت می کنند و بعد کنارت دنبال راه حلی برای بهتر شدن داستان می گردند. از آن مدل آدمهایی که مرتکب قتل هم اگر شده باشی قبل از هر چیز دستت را می گیرند و با صدایی که حتی لرزش آن را حس نمی کنی تمام آرامش دنیا را یکجا به جانت می ریزند. که اصلا بودنشان خود ِ آرامش است.
خب من یکی از این آدمها را کنارم دارم...حتی اگر همین لحظه کیلومترها دورتر از من باشد.